یادت میاد چی شد که من یکدفعه عاشقت شدم
بدون اینکه بذاری سوار قایقت شدم
یادت میاد نگات پر از شکایت و فاصله بود
اما به جاش نگاه من صبور و پر حوصله بود
یادت میاد وقتی بهت گفتم چقدر دوست دارم
گفتی ببین من فرصت این قصه ها رو ندارم
یادت میاد با این جواب خسته شدم از زندگی
تو رفتی و من موندم و یه دریا غرق تشنگی
یادت میاد که پرسیدم برام تبسم می کنی؟
جواب دادی معلومه نه چون تو خودت رو گم میکنی
یادت میاد حتی یه بار دلت واسه دلم نسوخت
چشات یه بار نگاهشو به چشم عاشقم ندوخت
یادت میاد تو رفتی و به آرزو هات رسیدی
به سادگی رو رویاهم یه خط قرمز کشیدی
اگر چه یادت نمیاد اما می خوام دعات کنم
بر نمیگردی ولی من بازم می خوام صدات کنم

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 3 تیر1386 ساعت 11:7 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

آخه دل من دل ساده من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطرات
فهرست اصلي
دوستان
نوشته هاي پيشين
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
POWERED BY